تنها چهار نسخهٴ خطي از اولي و دو نسخه از دومي باقي است، ناچيز است و هيچكدام براي استفادهٴ عملي (در مقابلِ باستانشناسي) منتشر نشده است. اولي در سال 1867 و دومي در 1928 چاپ شد.
فلاندري سوم، يعني بارتولومهٴ بروژي از طبقهاي كاملاً متفاوت بود. او جراح فرودستي نبود، بلكه پزشكي فارغالتحصيل از مونپليه بود كه در پاريس آثار ارسطو را تدريس ميكرد، شرحهايي بر آثار پزشكي و فلسفي مينوشت و در پايان عمر پزشك يكي از شاهزادگان بود. لازم نيست بگوييم كه او به لاتيني مينوشت نه به هلندي و بيشتر عمرش در سرزمينهاي بيگانه گذشت.
دوتن ديگر كه بايد از آنان سخن گفت، اهل والون بودند: ژان سنت آماندي (سيزدهم ـ 2) از تورنه (يا والنسين؟ كه در آن صورت فلاندري خواهد بود)؛ و سيمون كووَني. ژان سنت آماندي يك دانشمند پزشكي بود و ما دو تأليف را بهاو مديونيم:
تكمله بر قرابادين نيكلا و يادآوري خاطرات؛ سيمون كووَني از نوعي است كه ما بهخوبي با آن آشنايي داريم، يعني اهل اخترگويي پزشكي. ژان احتمالاً و سيمون حتماً تحصيلكردهٴ مدرسهٴ پزشكي پاريس بودند نه مونپليه.
6. آلمان. از قرار معلوم در قلمرو مسيحيت غربي پزشكي آلمان از همه فقيرتر بود. به جز از اسكانديناوي كه در اين دوره دربارهٴ آن هيچ نميدانيم.
نويسندگان داراي ذهن دايرةالمعارفي طبعاً در بارهٴ موضوعات پزشكي هم بحث ميكردند. از اين قبيل بود
آيينهٴ طبيعت تأليف ابرهارد فون وامپن در آلمان سفلا و كتاب طبيعت تأليف كنراد مگنبرگي در باواريا. در هردو كتاب نظريههاي اساسي پزشكي عرضه شده و در كتاب ابرهارد جاي نسبتاً بيشتري به آنها و كاربردشان اختصاص يافته تا در تأليف كنراد. يوهان ساكسوني و كنراد دربارهٴ طاعون نوشتند؛ يوهان كه اخترشناس بود، برآن اساس توضيحي عرضه كرد؛ حال آنكه كنراد طبيعتگرا آن را با زمينلرزه مربوط دانست.
ويژگي بينالمللي پزشكي سدههاي ميانه به وسيلهٴ يوهان هاكهٴ گوتينگني نشان داده شده، زيرا او درمونپليه تحصيل كرد و درآوينيون و همچنين موطن خودش بهكار پرداخت؛ همچنين ابرهارد فون وامپن كه در سوئد برآمد، يا برعكس آلبرتوي پارمايي پزشك ايتاليايي كه از برجستهترين پزشكان استراسبورگ بود. اين نمونهها را ميتوان بهآساني چندين برابر ساخت، ولي همينقدر كفايت ميكند.
ب. مسيحيت شرقي
1. بيزانس. نيكهفوروس خومنوس و پسرش يوآنس، نديم امپراتوران سلسلهٴ پالئولوگوس در ربع اول قرن، مردان برجستهٴ ادب بودند. يوآنس چيزي در حد پزشك بود و رسالهاي براي مراقبت از بيماران نقرسي نوشت. احتمال دارد نظريات او دراينباره با اثر دمتريوس پپاگومنس